عبد الرزاق اللاهيجي

46

گوهر مراد ( فارسى )

ايام ترتيب آن نموده‌اند و در استكمال آن سعىهاى بليغ به ظهور رسانيده « 1 » و بدون ممارست آن ، دريافت حق و اصابت صواب به غايت متعسّر بل متعذر . و بالجمله چون مسلمانان در تحقيق حقايق رجوع به رأىهاى ناصواب خود نمودند ، از هر گوشه ناقصى به صورت كاملى سر بر آورده در اضلال اهل اسلام فتنهء گوسالهء سامرى ، شيوع تمام يافت . و اعظم آنها حسن بصرى بود كه در مسجد بصره به راهزنى اهل اسلام علم ضلالت بلند ساخته ، رايت اضلال برافراخت . و در مجلس او گفتگو و جدال در مسائل دين بسيار شد ، و تلامذه و شاگردان جمع آورده و اختلاف در ميان شاگردان وى بهم رسيد ، نخستين كسى كه از تلامذه او كمر مخالفت بست ، و اصل بن عطا بود ، كه در مسأله‌اى از مسائل رأى او را مرجوح داشته ، خلاف آن در نظرش رجحان يافت و بعد از مباحثه و گفتگوى بسيار از مجلس او گوشه گرفته ، از صحبت او اعتزال جست و در پيش اسطوانه‌اى از اسطوانات مسجد معركه‌اى در برابر معركهء استاد خود آراسته ، جمعى كه در آن رأى با او موافقت داشتند بر سر او گرد آمده هنگامه اختلاف آراء گرم گشت . و بالجمله گفتگو در اصول توحيد و ساير معارف دينيّه نفيا و اثباتا متعارف شده ، از گفتن به نوشتن رسيد و به تدوين و تصنيف انجاميد و مدارسه و مباحثهء كتب مؤلفه شايع شد و اصول و قوانين موضوع شده ، و فنّ حاصل شده از اين گفتگو را مسمّى به علم كلام گردانيدند . و اتباع و اصل بن عطا به سبب اعتزال مذكور مسمّى به معتزلى شدند ، و اين جماعت ترتيب « 2 » رأى « 3 » عقلى نموده ، آيات و احاديث كه مضمونش به حسب ظاهر موافق آراى عقول نمىنمود و به تأويل آن بر نهج قوانين عقلى مبادرت مىنمودند . و طايفهء مخالف ايشان ظاهرا بنا بر صرفه‌اى كه منظور بوده ، تمسك به حفظ ظاهر جسته ، منع تأويل مىنمودند و تأويل و ساير رأى معتزله

--> ( 1 ) الف ، ج : رسانده . ( 2 ) الف : تربيت . ( 3 ) الف : مذكور .